چرت و پرت!!
چرت، پرت، چرت، پرت، چرت، پرت، چرت، پرت، چرت، پرت،...

 


همچنان "کانا"!

کوچیک(تر) بودم، فک می کردم هیوده(چقد زشت میشه این جوری می نویسنش!!) ساله ها آدم های بسیار بزرگ منش و درس خونین! یه عینک خیلی ساده و شیک می زنن و لپاشون پوشیده از جوشه و بسی خوش رفتار و مثبتن و فقط به کنکورشون فک می کنن! سرشون فقط توی کتابشونه و از همسایه ها گرفته تا نونوا و سبزی فروش و عمه های مامانشون میگن که «این دختر چقدررر خانومه!»!

ولی خب من همونی که بودم، هستم هنوزم که!!

هنوز کارامو یادم میره! هنوز دوس دارم به جای تست عربی زدن رمان بخونم! هنوز پدر و عمه ی مادر گرامی «کانا» صدام می کنن! هنوز سر آزمونا کورترین آفریده ی گیتی میشم! هنوز با شور و شوق بی مانندی لواشک و پشمک می خرم! هنوز کوکوسبزی دوس ندارم! هنوز روی برگه های یادداشت نقاشی می کشم می چسبونمشون به دیوار! هنوز بامدادان با بدبختی بیدار میشم و شامگاهان با بدبختی می خوابم! هنوز تو خونه که راه میرم میخورم به در و دیوار!! هنوز اگه چیزی بیاد توی اتاقم، بازگشتش با خداس! هنوز لوبیاهای لوبیاپلو رو اول می خورم، بعد برنجشو با چنگال خُرد (البته مامانم بسیار پافشاری می کنه که از واژه ی "له" بهره بگیره در این باره!) نموده، در پایان نوش جان می کنم! هنوز جلبکم! هنوز با ناهارم آب یخ می خورم! هنوز عینک نمی زنم! هنوز لپام پوشیده از جوش نیس! هنوز مثبت نیستم! هنوز به کنکور فک نمیکنم! هنوز همسایه ها و نونوا و سبزی فروشی و عمه ی مامانم نمی گن «این دختر چقدررر خانومه!»...

من همونی که بودم هستم هنوزم! :):

+ قهوه سنگدل ترین و برنامه های ریکاوری گاوترین چیزایی هستن که در جهان یافت میشن! :|

++ دیدگاها رو جواب نمیدم تا وقتی که دوباره هوس چرت نویسی کنم! ببخشید!!




+ کلمات کلیدی : حس و حال، لوسِ مسخـــره!، دفتر آبیه، +kana!e
+ نویسنده : کیانا ... + تاریخ : شنبه ۱٤ دی ۱۳٩٢ ...       نظـــ..ـــر


تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به چرت و پرت!! مي باشد.