چرت و پرت!!
چرت، پرت، چرت، پرت، چرت، پرت، چرت، پرت، چرت، پرت،...

 


730 روز!

دو سالگی چرت و پرت!!




+ کلمات کلیدی : +kana!e، :)، چرت و پرت!!، عشق
+ نویسنده : کیانا ... + تاریخ : چهارشنبه ٢٥ اردیبهشت ۱۳٩٢ ...       نظـــ..ـــر

راه ها...

راه ها بی وفا نیستند!

این مسافرانند که گاهی

فراموش می کنند

اولین محل عزیمتشان را!!!




+ کلمات کلیدی : گیلاس آبی، عشق، حس و حال
+ نویسنده : کیانا ... + تاریخ : چهارشنبه ٢٠ اردیبهشت ۱۳٩۱ ...       نظـــ..ـــر

هوای دونفره...!

هوا عالیـــــــــــــه... معجزه هم میکنه گویا... مامانم وقتی گفت برو از سر کوچه روغن زیتون (!!) بخر، جیکم درنیومد! تو سه سوت حاضر شدم. مامانم همچنان دهنش بازهتعجب!! تو این هوای دو نفره بقالی رفتن هم میچسبهلبخند حتی اگه یه نفر باشی...

دلم میخواست هوا رو بغل کنم بعد انقد به خودم فشارش بدم تا یا خودم بترکم یا هوا!!(توجه نکنید... خل شدم!ابله) ولی نشد... خیابون شلوغ بود، مردم میفهمیدن دیوونه امنیشخند

+هوا بوی شمال میده (من شمال میخواااااااااااااااامگریه)

+ دقت کردین هر وقت بارون میاد همه جا سبز تر میشه؟

+جدیدا خل تر نشده ام آیا؟؟؟

+...




+ کلمات کلیدی : چرت و پرت!!، عشق، حس و حال
+ نویسنده : کیانا ... + تاریخ : جمعه ۱۱ فروردین ۱۳٩۱ ...       نظـــ..ـــر

روز نـو...!

سلاملبخند

سال نوتون مبارکـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــماچبغلهوراچشمک

امیدوارم سال بی نهـــــــــــــــــــــــــ...ـــــــــــــــــایت خوبی داشته باشید.

امیدوارم تو تعطیلیا حسابی بهتون خوش بذگره!

امیدوارم «ترس نا تموم گذاشتن جریمه های عید مدرسه» سیزده به درتونو کوفتتون نکه!!!شیطانشیطان

امیدوارم امسال اونقدر خوب باشه که آخرش دلتون نیاد ازش خدافظی کنین.

امیدوارم...

...فرشتهفرشتهفرشته 




+ کلمات کلیدی : عشق
+ نویسنده : کیانا ... + تاریخ : سه‌شنبه ۱ فروردین ۱۳٩۱ ...       نظـــ..ـــر

دسته گلی برای مادر...

مردی مقابل گل فروشی ایستاد.

او می‌خواست دسته گلی برای مادرش که

در شهر دیگری بود سفارش دهد تا برایش پست شود.

وقتی از گل فروشی خارج شد٬ دختری را دیدکه در کنار

درب نشسته بود و گریه می‌کرد. مرد نزدیک دختر رفت و از او پرسید:

«دختر خوب چرا گریه می‌کنی؟»

دختر گفت: می‌خواستم برای مادرم یک شاخه گل بخرم ولی پولم کم است.

مرد لبخندی زد و گفت: با من بیا٬ من برای تو یک دسته گل

خیلی قشنگ می‌خرم تا آن را به مادرت بدهی.

وقتی از گل فروشی خارج می‌شدند دختر در حالی که

دسته گل را در دستش گرفته بود لبخندی

حاکی از خوشحالی و رضایت بر لب داشت. مرد به دختر گفت:

می‌خواهی تو را برسانم؟ دختر گفت: نه، تا قبر مادرم راهی نیست!

مرد دیگرنمی‌توانست چیزی بگوید٬ بغض گلویش را گرفت و دلش شکست.

طاقت نیاورد٬ به گل فروشی برگشت٬ دسته گل را پس گرفت و

۲۰۰ کیلومتر رانندگی کرد تا خودش آن را به دست مادرش هدیه بدهد!

شکسپیر می‌گوید:

به جای تاج گل بزرگی که پس از مرگم برای تابوتم می‌آوری،

شاخه ای از آن را همین امروز بیاور




+ کلمات کلیدی : عشق
+ نویسنده : کیانا ... + تاریخ : پنجشنبه ٢٩ دی ۱۳٩٠ ...       نظـــ..ـــر

شب چله مبارکــــــــــــــــــــــــــــ!!

سلــــــــــــــــــــــــــــــــــــام دوست جووووووونام! 

شب یلداتون مبارکـــــــــــــــــــــــــــــــــــ

یادتون نره امشبو جشن بگیرینا! حسابی خوش بذگرونینــــــــــــــا! فال حافظم یادتون باشه! ما ایرانیا خیلی سُنتای قشنگی داریم و قدرشو نمیدونیم. بازم امیدوارم شب خوبی داشته باشیملبخندمژهماچبغلچشمک

 


 

 




+ کلمات کلیدی : عشق، ایران
+ نویسنده : کیانا ... + تاریخ : چهارشنبه ۳٠ آذر ۱۳٩٠ ...       نظـــ..ـــر

تقدیم به تو

 

رو لینک زیر کلیک کن. رو صفحه سیاهی که ظاهر میشه هم کلیک کن...

قلبهمش تقدیم به توقلب

 

*اگه صفحه سیاه نبود، صفحه رو دوباره باز کنید.

  

http://www.procreo.jp/labo/flower_garden.swf

 

 

 

 




+ کلمات کلیدی : عشق
+ نویسنده : کیانا ... + تاریخ : جمعه ٦ آبان ۱۳٩٠ ...       نظـــ..ـــر

 

تکیه گاهم نیستی آرام جانم نیستی

می وزد طوفان درد بادبانم نیستی!

نیستی هروقت محتاج توام

امشبی که سخت محتاج توام

امشبی که مرگ می خندد به من

می رسم تا لحظه ی تنها شدن

قایقی بی بادبان و ناگزیر

غرق رویاهای قایقران پیر

بی هدف درگیر امواج بلا

عشق من را می برد تا ناکجا

تکیه گاهم نیستی آرام جانم نیستی

می وزد طوفان درد بادبانم نیستی





+ کلمات کلیدی : عشق، شعر
+ نویسنده : کیانا ... + تاریخ : جمعه ۱٥ مهر ۱۳٩٠ ...       نظـــ..ـــر

تو به من خندیدی

حمید مصدق:

تو به من خندیدی
و نمی‌دانستی
من به چه دلهره از باغچه‌ی همسایه
سیب را دزدیدم
باغبان از پی من تند دوید
سیب را دست تو دید
غضب آلوده به من کرد نگاه
سیب دندان‌زده از دست تو افتاد به خاک
و تو رفتی و هنوز
سال‌ها هست که در گوش من آرام، آرام
خش‌خش گام تو تکرارکنان می‌دهد آزارم
و من اندیشه کنان غرق این پندارم،
که چرا خانه‌ی کوچک ما سیب نداشت؟

 

 

 

 



ادامــ.....ــه
+ کلمات کلیدی : عشق، شعر
+ نویسنده : کیانا ... + تاریخ : پنجشنبه ٢٤ شهریور ۱۳٩٠ ...       نظـــ..ـــر

پیرمرد و دخترک...

فاصله دختر تا پیر مرد یک نفر بود ؛ روی نیمکتی چوبی ؛ روبه روی یک آب نمای سنگی .
پیرمرد از دختر پرسید :
- غمگینی؟
- نه .
- مطمئنی ؟
- نه .
- چرا گریه می کنی ؟
- دوستام منو دوست ندارن .
- چرا ؟
- چون قشنگ نیستم !
- قبلا اینو به تو گفتن ؟
- نه .
- ولی تو قشنگ ترین دختری هستی که من تا حالا دیدم !
- راست می گی ؟
- از ته قلبم آره...

دخترک بلند شد پیرمرد را بوسید و به طرف دوستاش دوید ؛ شاد شاد...
چند دقیقه بعد پیرمرد اشکهایش را پاک کرد ؛ کیفش را باز کرد ؛ عصای سفیدش را بیرون آورد و رفت!!!




+ کلمات کلیدی : عشق
+ نویسنده : کیانا ... + تاریخ : پنجشنبه ٢٤ شهریور ۱۳٩٠ ...       نظـــ..ـــر

دوستت دارم

شب که می رسد به خودم وعده می دهم 
که فردا صبح حتما به تو خواهم گفت
صبح که فرا می رسد و نمی توانم بگویم 
رسیدن شب را بهانه میکنم
و باز شب می رسد و صبحی دیگر
و من هیچ وقت نمی توانم حقیقت را به تو بگویم
بگذار میان شب و روز باقی بماند که 
چه قدر
دوست دارم......




+ کلمات کلیدی : عشق
+ نویسنده : کیانا ... + تاریخ : یکشنبه ٢٠ شهریور ۱۳٩٠ ...       نظـــ..ـــر

پنج وارونه!

 پنج وارونه چه معنا دارد ؟!
خواهر کوچکم از من پرسید 
من به او خندیدم 
کمی آزرده و حیرت زده گفت 
روی دیوار و درختان دیدم 
باز هم خندیدم 
گفت دیروز خودم دیدم 
مهران پسر همسایه 
پنج وارونه به مینو میداد 
آنقَدَر خنده برم داشت که طفلک ترسید 
بغلش کردم و بوسیدم و با خود گفتم 
بعدها وقتی غم 
سقف کوتاه دلت را خم کرد 
بی گمان می فهمی 
پنج وارونه چه معنا دارد




+ کلمات کلیدی : عشق، شعر
+ نویسنده : کیانا ... + تاریخ : یکشنبه ٢٠ شهریور ۱۳٩٠ ...       نظـــ..ـــر

مــادر

مادر من فقط یک چشم داشت. من از اون متنفر بودم ... اون همیشه مایه خجالت من بود اون برای امرار معاش خانواده برای معلم ها و بچه مدرسه ای ها غذا می پخت.
یک روز اون اومده بود دم در مدرسه که به من سلام کنه و منو با خود به خونه ببره خیلی خجالت کشیدم. آخه اون چطور تونست این کار رو بامن بکنه ؟ به روی خودم نیاوردم، فقط با تنفر بهش یه نگاه کردم و فورا از اونجا دور شدم. 
روز بعد یکی از همکلاسی ها منو مسخره کرد و گفت، هووو، مامان تو فقط یک چشم داره!!!

فقط دلم میخواست یک جوری خودم رو گم و گور کنم.
کاش زمین دهن وا میکرد و منو ، کاش مادرم یه جوری گم و گور میشد!!! 
روز بعد بهش گفتم، اگه واقعا میخوای منو شاد و خوشحال کنی چرا نمی میری ؟!!
اون هیچ جوابی نداد حتی یک لحظه هم راجع به حرفی که زدم فکر نکردم، چون خیلی عصبانی بودم احساسات اون برای من هیچ اهمیتی نداشت دلم میخواست از اون خونه برم و دیگه هیچ کاری با اون نداشته باشم ...



ادامــ.....ــه
+ کلمات کلیدی : عشق
+ نویسنده : کیانا ... + تاریخ : یکشنبه ٢٠ شهریور ۱۳٩٠ ...       نظـــ..ـــر

گیلاس آبی

دستمال کاغذی را با اشک هایت تر کن

و روی قلبت بکش...

عشق همچنان در وجودت نفس می کشد،

فقط کمی خاک گرفته است!!!

 

"گیلاس آبی"




+ کلمات کلیدی : گیلاس آبی، عشق
+ نویسنده : کیانا ... + تاریخ : پنجشنبه ۱٧ شهریور ۱۳٩٠ ...       نظـــ..ـــر

گیلاس آبی

تا هر کجا که بگویی می آیم

حتی چندین قدم پیش تر!

عشق هیچ وقت ما را محدود نکرده

او با آزادی، قـــــــرن هاست که برادر است!

 

"گیلاس آبی"




+ کلمات کلیدی : گیلاس آبی، عشق
+ نویسنده : کیانا ... + تاریخ : پنجشنبه ۱٧ شهریور ۱۳٩٠ ...       نظـــ..ـــر

دشوار....

آری، دوست داشتن بسیاری از آدم ها دشوار است      اما...

فراموش نکن که دوست داشتن تو 

برای بسیاری از آنها دشوار تر است!!




+ کلمات کلیدی : عشق
+ نویسنده : کیانا ... + تاریخ : پنجشنبه ۱٧ شهریور ۱۳٩٠ ...       نظـــ..ـــر

مگس!

مگسی را کشتم
نه به این جرم که حیوان پلیدیست، بد، است
و نه چون نسبت سودش به ضرر یک به صد است
طفل معصوم به دور سر من میچرخید
به خیالش قندم
یا که چون اغذیه ی مشهورش تا به آن حد، گَندم
ای دو صد نور به قبرش بارد
مگس خوبی بود
……
من به این جرم که از یاد تو بیرونم کرد
مگسی را کشتم




+ کلمات کلیدی : عشق، شعر
+ نویسنده : کیانا ... + تاریخ : پنجشنبه ۱٧ شهریور ۱۳٩٠ ...       نظـــ..ـــر

گیلاس آبی

این که کداممان عوض شده ایم 

اصلا مهم نیست!

لحظه ها در گذرند و این میان...

عشق است که یتیم مانده!!!

 

"گیلاس آبی"




+ کلمات کلیدی : گیلاس آبی، عشق
+ نویسنده : کیانا ... + تاریخ : پنجشنبه ۱٧ شهریور ۱۳٩٠ ...       نظـــ..ـــر


تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به چرت و پرت!! مي باشد.