بدبختی!!

از دردی که تمام تنم را گرفته بود، بیدار شدم و پرستاری را دیدم که کنار تخت من ایستاده. 

گفت : « آقای فوجیما بخت یارتان بوده که از بمباران دو روز پیش هیروشیما جان سالم به در برده اید. اما حالا این جا در امان هستید، توی این بیمارستان.»

با صدای ضعیفی پرسیدم : « من الان کجا هستم؟ »

گفت : «ناکازاکی»

آلن ای مایر

/ 3 نظر / 4 بازدید
سارا

اي كاش هروزمان نوروزباشد تانو شويم خودمان انديشه هايمان وعشقمان به همه زيبايي ها ، سال نو مبارك[گل]

sina

بلبیلبیلبیلبیل نظرم اومد؟ هیم

آیدین

اوخه! قراره دوباره برن هوا ؟