بنگـــــــــــ

« لویی، از پشت اون درخت بیرون بیا تا بتونم مغزت رو داغون کنم.» 
« جرات نداری ماشه رو بِکِشی .» 
« دل و جرات من خیلی بیشتر از مغز توست .» 
« تونی، تو عوض مغز بادوم زمینی داری، بنگ .» 
« ... این هم یکی دیگه!» 
بنگ ! 
« ... و یکی دیگه!» 
بنگ ! 
« لوئیس ، تونی ، شام !» 
« اومدیم ، مامان .» 

!!!

/ 21 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
عاطفه

ممنون که اومدی عزیزم ... [ماچ]

ازی

مرسی کیانای عزیز. بامزه بود

نرگس

در کل وب جالبی داری مر30 که سرزدی[ماچ]

سجاد

خیلی زیبا بود من از داستان های کوتاه خوشم میاد اگه اهل مطالعه هستی و از شعرو داستان خوشت میاذ کتاب های عرفان نظر آهاری رو بهت پیشنهاد میکنم[راک]

mashgh eshgh

سلام وبلگ قشنگی داری! خوشحال میشم اگه باهم تبادل لینک داشته باشیم! منتظرم!

نادیـا

جالب بود[نیشخند] سلام نیسی؟؟ امتحانا چه جوریه؟

MOHAMMAD DJ

سلام عاليه كيانا به وبلاگ من sarzamin2.tk و يا بهpersianblog.ir سر بزن. باي

عاطفه

سلام چطوری خانومی؟؟؟؟؟ ببخشید نتم قطع بود قالب جدیدت معرکس خانوم خانوماااااااااااااااااااا[بغل]

مریم

سلام کیانا خوبی تو هم وب زیبایی داری