تو به من خندیدی

 

 فروغ فرخزاد: 

 

من به تو خندیدم
چون که می دانستم
تو به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزدیدی
پدرم از پی تو تند دوید
و نمی دانستی باغبان باغچه همسایه
پدر پیر من است
من به تو خندیدم
تا که با خنده تو پاسخ عشق تو را خالصانه بدهم
بغض چشمان تو لیک لرزه انداخت به دستان من و
سیب دندان زده از دست من افتاد به خاک
دل من گفت: برو
چون نمی خواست به خاطر بسپارد گریه تلخ تو را...
و من رفتم و هنوز سالهاست که در ذهن من آرام آرام
حیرت و بغض تو تکرار کنان
می دهد آزارم
و من اندیشه کنان غرق در این پندارم
که چه می شد اگر باغچه خانه ما سیب نداشت

/ 4 نظر / 18 بازدید
سمیرا

پروازخیال من پرنده ایست که نمیداند پرواز هم دل خوشی میخواهد

امیر

سلام وبلاگ جالبی داری آپم خوشحال میشم به وبلاگم سر بزنی http://10jokes.persianblog.ir

هستی

واااااااااای چه قشنگ بود عزیزم [لبخند] پیش منم بیا

رها

akheeeeeeey man asheghe sheraye hamid mosadegham[قلب]